Warning: unlink(/home/database/goodreads.com/67465.db): No such file or directory in /home/www/html/wp-includes/class-bots-singgle.php on line 308
➜ [Epub] ❧ میرزا By Bozorg Alavi ➦ – Stockbag.info

میرزا

میرزا Amazing Book, میرزا Author Bozorg Alavi This Is Very Good And Becomes The Main Topic To Read, The Readers Are Very Takjup And Always Take Inspiration From The Contents Of The Book میرزا, Essay By Bozorg Alavi. Is Now On Our Website And You Can Download It By Register What Are You Waiting For? Please Read And Make A Refission For You

سیّد مجتبیٰ آقابُزرگِ علوی شهرت‌یافته به آقا بزرگ علوی و بزرگ علوی بهمن ۱۲۸۲، تهران -۲۸ بهمن ۱۳۷۵، برلین) نویسندهٔ واقع‌گرا، سیاست‌مدار چپ‌گرا، روزنامه‌نگار نوگرا و استاد زبان فارسی ایرانی بود که بیش از چهار دهه از نیمهٔ دوم سدهٔ بیستم را در آلمان زیست و به ترجمه، نقد و فرهنگ‌نامه‌نویسی نیز پرداخت. او را همراه صادق هدایت و صادق چوبک، پدران داستان‌نویسی نوین ایرانی می‌دانند
علوی همپای صادق هدایت در

➜ [Epub] ❧ میرزا By Bozorg Alavi ➦ – Stockbag.info
  • Paperback
  • 232 pages
  • میرزا
  • Bozorg Alavi
  • Persian
  • 15 June 2019

10 thoughts on “میرزا

  1. says:

    Mirza, Bozorg Alavi

    Bozorg Alavi (February 2, 1904 – February 18, 1997) was an influential Iranian writer, novelist, and political intellectual.

    This book, Mirza, is a collection of Persian short stories written in the 1960's and 1970's.

    عنوان: میرزا؛ نویسنده: بزرگ علوی؛ تهران، در 122ص؛

    عنوان: میرزا؛ نویسنده: بزرگ علوی؛ تهران، جاویدان، 1357، در 122ص؛ چاپ دیگر تهران، امیرکبیر، 1357، در 122ص؛ چاپ دیگر تهران، آذر، 1378، در 192ص؛ شابک 9649066640؛ چاپ دیگر تهران، نگاه، 1383، در 192ص؛ شابک 9646736270؛ چاپ دوم 1385؛ چاپ چهارم 1391؛ چاپ دیگر تهران، بدرقه جاویدان، جاویدان، 1394؛ در 192ص؛ شابک 9786005381221؛ موضوع داستانهای کوتاه از نویسندگان ایرانی - سده 20م

    مجموعه داستان‌های کوتاه با عنوان «میرزا» از آثار روانشاد «بزرگ علوی» ست، که در طول پانزده سال نخستین از زندگی ایشان در آلمان، نگاشته شده اند، نگاشته ها، شش داستان کوتاه با عنوانهای: «آب»، «میرزا»، «احسن القصص»، «دربدر»، «یکه و تنها» و «وبا» هستند. که در سال 1357هجری خورشیدی، برابر یا سال 1979میلادی، توسط انتشارات جاویدان، و در 122صفحه چاپ شد؛ اما تاریخ پایان آخرین داستانِ مجموعه، ماه اسفند سال 1352هجری خورشیدی، برابر با سال 1974میلادی است

    نقل نمونه متن از داستان میرزا: «جعفر، آدمهایی را که در بیابان، با آنها آشنا میشد، دوست داشت؛ جعفر با ساروادار، چوپان، شوفر، ژاندارم، عمله ی راه، قهوه چی، درویش، و ولگرد، در بیابان، کنار چشمه، در دره های سبز، در جاده های خشک، در جنگل، و قهوه خانه، آشنا میشد، چند روز، چند شب، و یا چند ساعت، و بعد میرفتند، و دیگر پیدا نمیشدند؛ اینها، خودشان را همانطور که بودند، نشان میدادند؛ خوب بودند، یا بد بودند؛ همانطوری بودند، که خودشان را، نشان میدادند؛ دیگر آدم فرصت نداشت، که در زشتخویی، یا خوشدلی آنها، شک کند؛ در صورتیکه، آدمهای شهری را، هیچوقت نمیشد شناخت؛ سالها با آنها آمد و شد دارد، زیر و روی زندگی آنها را میداند، آنها را در وضعهای مختلف، در دورانهای بحرانی آزمایش کرده، با وجود این گاهی میشود، که همان آدم، در مواجه با یک سانحه ی پیش بینی نشده، سر پول، سر زن، سر مقام، قیافه ی حقیقی خود را، نشان میدهد، و نقابی را که سالها داشته، برمیدارد، و صورت خود را، بدون صورتک جلوه گر میسازد»؛ پایان نقل

    تاریخ بهنگام رسانی 30/03/1399هجری خورشیدی؛ ا. شربیانی

  2. says:

    البته اون کتابی که من خوندم مجموعه داستان بود که سالاری هم شامل میشد..جزء اولین کتابایی بود که وقتی سنم کم بود خوندم خیلی حس و حال خوبی داشت این امتیازمم مربوط به حسم در همون وقته

  3. says:

    جالب بود ، هرچند اشکالات ویرایشی و تایپی زیاد داشت
    بیشتر داستان هاش روایت گویی و شرح حال بودن و شاید زیاد حس داستانی نمی دادن ولی باز برام جالب بود ، بیشتر از جهت حس ها و تجارب اون آدمها

  4. says:

    برادر ، بدان که دوزخیان همه چیز ما را ربوده اند. نان و آب و گوسفند و چراگاه و کتاب و نی ما را. اما ایمان ما را هنوز نتوانسته اند بگیرند.

    یک ) همیشه از خود پرسیده ام که چرا سینمای ما _ به ویژه پس از انقلابِ نور ؛ انقلاب پنجاه و هفت _ نتوانسته است یک دهن حرف حساب بزند؟ چرا موضوع ، سناریو و فیلمنامه بطور عمده ؛ از ابتذالِ گیشه تا حافظه ی جنگ در نوسان بوده است و این دومی که دیگر در بحرِ پروپاگاندای ایدئولوژیک نظامِ حاضر آب رفته است و بینهایت مضحک مینماید. هر کسی که خواست با نگاهی دیگر و زبانی دیگر حرفی بزند او را هُو کردند و سمبلیک ترین فیلم سازانشان خایه مال ترینشان بوده اند. تمامی سعی خود را کرده اند که از هنر ، پیچ و مهره ای خشک و ناچیز بسازند در خدمت نظمی که گمان میبرند ابد و یک روزیست. اما کور خوانده اند.

    دو ) میپرسید این شطحیات چه ارتباطی با بزرگ علوی دارد؟ وقتی ادبیات معاصر فارسی را مرور میکنم. حتی بی نشان ترین آثار مثل همین مجموعه میرزا یا مثلا کتابی که اخیرا از خانم دانشور خواندم ؛ به کی سلام کنم؟ درمی یابم که این داستان های کمتر شناخته شده و کمتر خوانده شده _ چون مخاطب ایرانی بیش از اندازه عادت کرده است رمان و داستانِ خارجی بخواند و چنان در این ورطه غرق میشود که زمانی مثلا برمیگردد یک داستان از نویسنده ی ایرانی بخواند زبانش رگ به رگ میشود چون فارسی پر از مثل و متل هایی است که قرائتشان در متن حاوی وزن مخصوصی است که خواننده چنین چیزهایی را در ترجمه ی داستانِ غیرفارسی تجربه نمیکند. پس طبیعی است کسی که مثلا از جمالزاه چیزی میخواند آه و ناله سر دهد. به عقیده ی من این یک آسیب جدی محسوب میشود. بگذریم. داستان های فارسی معاصر بشکلی استثنایی جاذبه و کشش سینمایی دارند. نطفه ی یک فیلمنامه کم نظیر و سناریویی حسابی را در خود دارند. حرف هایشان هنوز تازه است. با این حال سینمای ما هیچ مایه ای از ادبیات ما نگرفته است و بحال خود رها شده است. سینمای ما ، سینمای معرکه و معرکه گیر است.

    سه ) سه داستان از این مجموعه یعنی ؛ یکه و تنها ، دربدر و میرزا بسیار غنی و کشش سینمایی داشتند و اگر فیلمی از روی آنها ساخته میشد میتوانستند کوسِ رقابت درجشنواره های بی اعتبارِ غیرفجری بنوازد.

    30 خرداد 99

  5. says:

    داستان «میرزا» در این مجموعه به شرایط مهاجران می‌پردازد؛ مهاجرتی که رگه‌های از تبعید و اجبار در خود دارد همچون شرایط شخصیت میرزا که می‌تواند نمادی از خود نویسنده بعد از کودتای 28 مرداد سال 1342 باشد که نویسنده را به مهاجرتی اجباری وادار نمود. بزرگ علوی در این داستان‌ها سعی کرده است شخصیت‌های خلق کند که هر کدام دغدغه‌ها و مصائبی در زندگی دارند و با روایت درخشان خود مخاطب را با این شخصیت‌ها همراه می‌کند و ساختار داستا‌ن‌های خود را چنان زیبا طراحی می‌کند که خواندن آن‌ها نه تنها خواننده را خسته نمی‌کند بلکه او را به دل حوادث می‌برد.
    http://sarbook.com/product/298754

  6. says:

    از بزرگ علوی اولین کتابی که خودنم چشمهایش بود. خیلی دوست داشتم این کتابو

  7. says:

    شامل ۶ داستان که در اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ نگارش شده‌است، میرزا همانند چمدان و برخلاف چشم‌هایش از مجموعه داستان‌های بزرگ علوی محسوب می‌شود.
    نحوه نگارش و محتوای داستان‌های علوی، نشان از تسلط مثال‌زدنی وی بر ادبیات فارسی قدیم و نوین، ادبیات عربی و همچنین مسائل مذهبی است که البته در داستان‌هایش معمولا افراد سالخورده به این ارزش‌ها پایبند بوده و شخصیت‌های اصلی رفتار و ارزش‌های متفاوتی دارند ولی این مسائل به‌هرحال جزئی جدایی‌ناپذیر از زندگی آن‌هاست که این مسأله می‌تواند برگرفته از زندگی خود نویسنده نیز باشد که از خانواده‌ای مذهبی برخاست ولی اکثر عمر خود را در اروپا و بیشتر آلمان و در آن فرهنگ سپری کرد.
    اما نکته‌ای دیگر که باز می‌تواند با زندگی علوی مرتبط باشد و در داستان‌هایش نمود پیدا می‌کند، محتوای این داستان‌هاست که اغلب با کشاکش بین عقل و دل آغاز می‌شود، معمولا شخصیت داستان برخلاف منطق و عقل به ندای دلش گوش فرا می‌دهد و دنبال آن می‌رود و درنهایت پایان‌بندی‌های داستان که تقریبا همواره همراه با بی‌مهری و بی‌وفایی و تنهایی و غربت و دل‌شکستگی است و تلخ است و تلخ است و تلخ ...
    که این موضوع هم می‌تواند ناشی از زندگی طولانی نویسنده در غربت باشد.
    اما شاید این جمله درست باشد که “یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی‌پایان است.”

  8. says:

    آقای مورخ چهارچوب رخدادها را خوب به هم وصل کرده، منتها قابی ساخته که آینه ندارد. آدم تصویر خودش را نمی بیند. در آن هیچ چیز جز خلأ نیست. (از داستان یکه و تنها)
    یکی از راه های درک ما هنگام خواندن داستان، تعمیم دادن وقایع خاص به وقایع عام و تعمیم شخصیت های خاص به یک تیپ خاص در اجتماع است تا بتوانیم به درک ملموس تر و دقیق تر از شخصیت ها دست یابیم و جان مایه داستان را بهتر درک کنیم.
    می خواهم تعمیم بدهم درد کاوس های تاریخ معاصر را که تاریخ و مورخ هرچه بکوشند تنها می توانند قابی بسازند که از دردهای آنها خالی است ! ....

  9. says:

    به نظرم داستان‌ احسن‌القصص عالی بود. بعد از اون دربدر خوب بود. خود داستان میرزا هم پتانسیل داشت یک کتاب کامل باشه.
    نسخه‌ای که خوندم برای انتشارات امیرکبیر سال ۵۷ بوده و نمی‌دونم چقدر با نسخه‌های فعلی تفاوت داره.

  10. says:

    دومين كتابيه كه از بزرگ علوي مي خونم و بنظرم اين كتاب از كتاب چشمهايش قشنگتر و جذابتر ِ

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *